آیا زندگی ما به باورهای جامعه وابسته است؟

اکثر افراد فکر می کنند که زندگی شان به جامعه ای که در آن زندگی می کنند و باورهای جامعه ای که در آن حضور دارند، وابسته است. اما این تفکر هم اشتباه است و هم بسیار خطرناک. وقتی چنین وابستگی نسبت به باورهای جامعه خود دارید، این احتمال وجود خواهد داشت که به خاطر باورهای منفی در یک جامعه، شما نیز آن ها را در ذهن خود داشته باشید و اینگونه مانع جذب خواسته های خود شوید و نتوانید به هماهنگی ارتعاشی برسید. در این پست می خواهیم کمی بیشتر در مورد اسیر شدن در باورهای اجتماع پیرامون خود صحبت کنیم. با ما همراه شوید

ما در پیج اینستاگرام @synergy.astro آموزش هایی برای تقویت باورهای مثبت قرار می دهیم. برای از دست ندادن این آموزش های رایگان، حتما ما را فالوو داشته باشید. با کمی تلاش برای داشتن تمرکز در مسیر درست، می توانید به نتایج قابل توجهی دست پیدا کنید. به تدریج به یاد خواهید داشت که می توانید هر چیزی که می خواهید بشوید و یا داشته باشید و یا انجام دهید و به هماهنگی ارتعاشی با آن خواسته دست پیدا کنید. شما موجودی غیرفیزیکی بودید که با هدف مشخص به این بدن فیزیکی و جهان فیزیکی آمده اید.

قبل از آمدنتان به اینجا جزئیات زندگی خود را مشخص نکردید اما مشخصا میدانستید که می خواهید بدنی سرزنده و پر انرژی داشته باشید و اشتیاق فراوانی برای آمدن به اینجا داشتید، وقتی پا به این دنیا گذاشتيد و نوزاد کوچکی بودید به دنیای درون خود خیلی بیشتر از دنیای فیزیکی نزدیک بوديد. احساس حال خوب و نیرویی که در خود داشتید بسیار پررنگ تر بود، اما با گذر زمان و تمرکز در جهان فیزیکی، کم کم اطرافیان تان ارتباط مستحکم خود را با حال خوب گم کرده اند و این احساس نیز در شما کمتر و کمتر گشت.

پیشنهاد میکنم: قانون جذب گسترش دهنده افکار شما است

با آمدن به این دنیای فیزیکی نیز حفظ ارتباط با خود واقعی و با حال خوبتان امکان پذیر است. با این حال بسیاری از مردم این کار را انجام نمی دهند. مهم ترین دلیل کم کردن این ارتباط این است که دیگران از شما توقع دارند تا آنها را راضی نگه دارید. هرچند والدین و یا معلمهایتان حسن نیت دارند اما بیشتر از شما می خواهند که طبق میل آنها عمل کنید بنابراین برای حضور در جامعه و در فرایند اجتماعی شدن تقریبا بیشتر مردم راه خود را گم می کنند چراکه به ناچار از سیستم هدایتگر خود فاصله می گیرند.

در اکثر جوامع به شما میگویند که عملتان در اولویت اول قرار دارد و به ندرت شما را تشویق می کنند تا به هماهنگی ارتعاشی و یا ارتباط با دنیای درون خود توجه کنید، به همین خاطر بیشتر مردم تحت تأثير تأیید و یا عدم تأييد دیگران قرار میگیرند و به اشتباه توجه خود را به عملی معطوف می کنند که نزد ناظران زندگیشان بسیار با ارزش است. نتیجه این کار چیزی نیست جز از دست دادن هماهنگی و احساس کمبود خواسته ها.

در زندگی شما بسیار مشتاق بودید تا به این جهان فیزیکی که سرشار از تفاوت و تنوع است بیایید چون ارزش این تضادها را برای شکل دادن تجربه های زندگی تان درک کرده بودید و می دانستید با تجربیات خود تشخیص می دهید که از میان تمام این تنوع هایی که پیش روی شما خواهند بود کدام را ترجیح خواهید داد.

خواندنی: تجربه های زندگی به شما درس می دهند نه کلمات

وقتی متوجه می شوید که چه چیزی را نمی خواهید خواسته ی شما شفافتر و واضح تر می گردد. بسیاری از مردم قدم اول یعنی تشخیص ناخواسته هایشان را بر می دارند اما به جای اینکه به خواسته خود توجه کنند و به هماهنگی ارتعاشی با خواسته خود برسند، پیوسته از چیزی که نمی خواهند صحبت می کنند و با این کار به مرور زمان قدرتی که با آن به دنیا آمده بودند محو می شود.

متاسفانه باورهای جامعه در اکثر جوامع به شکل کمبود شکل گرفته است، چرا که همیشه به ناخواسته ها فکر کرده اند و هر چیزی را که می خواستند نیز از روی کمبود بوده است. اما این بدین معنی نیست که این باورها در زندگی شما نیز وجود دارند، این خود شما هستید که تعیین می کنید چه باورهایی داشته باشید و به چه چیزهایی فکر کنید.

وقتی در مقابل باورهای جامعه ای که تفکر اعضا آن از روی کمبود است، شما به خواسته های خود به روش درستی فکر می کنید و هماهنگی ارتعاشی را با خواسته هایتان می سازید، بدون شک به آن چه که در ذهن خود دارید، خواهید رسید و همین مسئله به شما ثابت خواهد کرد که جامعه ای که در آن زندگی می کنید نمی توانند باورهای شما را کنترل کنند و شما را اسیر باورهای خود کنند. در نهایت این شما هستید که تصمیم می گیرید به چه چیزهایی فکر کنید و چه باوری در ذهن تان داشته باشید.