شما خالق تجارب زندگی خود هستید

از دیدگاه قانون جذب، شما خالق تجارب زندگی خود هستید و هر تجربه ای که در زندگی خود دارید، دلیل به وجود آمدن آن خودتان هستید. اما این دیدگاه چه تاثیری در رسیدن به خواسته هایتان دارد؟ در این پست به این سوال پاسخ داده ایم. پس با ما همراه شوید.

شما خالق تجارب زندگی و تجربیات شخصی خودتان هستید و باید این را درک کنید که این خلق کردن به واسطه عمل و یا اقدامی که می کنید و یا به واسطه حرفی که می زنید نیست، شما با افکاری که داری تجربیات را خلق می کنید. نمی توانید حرفی بزنید و یا عملی انجام دهید، بدون اینکه فکر – ارتعاش در همان لحظه به وجود نیاید.

در حالی که فکر – ارتعاشی را که می فرستید معمولا بدون حرف و یا عمل می باشد. بچه ها و نوزادان بسیار قبل تر از اینکه زبان اطرافیان خود را یاد بگیرند ارتعاش آن ها را تقلید می کنند. هر فکری که دارید فرکانس ارتعاشی خودش را دارد. هر فکری که از خود ارسال می کنید چه از ذهن تان باشد چه از تاثیر فرد دیگر و چه ترکیبی از این دو باشد (فکری که خودتان دارید و فکری که دیگران دارند) – در یک کلام هر فکری که شما هم اکنون در سر دارید – فرکانسِ ارتعاشی مخصوص خودتان را دارد.

با قانون جذب (این اصل که هر چیزی شبیه خودش را جذب میکند)، آن فکر، فکر دیگری را که ارتعاش یکسان دارد جذب می کند و افکار جدید فرکانس ارتعاشی بالاتر از ارتعاش های قبلی دارند. و قانون جذب فکر دیگر، فکر دیگر و فکر دیگر را جذب می کند. سرانجام این افکار آنقدر قوی میشوند که موقعیت ها با ظهور خواسته ها را در زندگی جذب می کند.

افکار هماهنگ افکاری اند که احساس خوبی ایجاد کنند

افراد، شرایط، اتفاقات و موقعیت ها با قدرت افکاری که دارید به سوی شما جذب می شوند. زمانی که بفهمید با افکار و ارتعاشاتی که می فرستید چیزهایی را که می خواهید به وجود می آورید، می توانید راهی در خود پیدا کنید تا به شکل عمدی افکارتان را هدایت کنید.

بسیاری از مردم بر این باورند که در جوهره اصلی شان چیزهای بیشتری نسبت به آنچه در واقعیت فیزیکی آنها به عنوان گوشت، خون و فردی که خودشان می دانند وجود دارد. افراد این بخش از وجودشان را روح، منبع و یا خدا می نامند. این بخش بزرگتر، قدیمی تر و داناتر شما را وجود درونی تان می نامیم اما اسمی که برای این بخش جاودان خود انتخاب می کنید مهم نیست، موضوع اصلی این است که بخش بزرگتر شما وجود دارد و نقش بسیار مهمی در تجربیات شما در این سیاره دارد.

افکار هماهنگ

علت اینکه با درک آنچه نمی خواهید خواسته های خود را پیدا می کنید این است که وجود درونی تان توجه بی پایانی را به شما دارد. هنگامی که هر روز تلاش می کنید تا افکار خود را به سمت خواسته های خود هدایت کنید، احساس شما بهتر و بهتر می گردد چرا که این ارتعاش با ارتعاش بخش غیر فیزیکی شما بسیار هماهنگ تر است. افکاری که احساس خوب به شما می دهند موجب می شود تا شما با زاویه دید وجود دورني تان هماهنگ شويد.

پیشنهاد می کنم: هر زمانی که احساس فراوانی می کنید، فراوانی به دنبالتان می آید

اگر افکار شما از لحاظ ارتعاشی با افکار وجود درونی تان مطابقت نداشته باشد، نمی تانید در هر لحظه احساس شادی داشته باشید. به طور مثال وجود درونی تان برارزش های شما تاکید دارد اما اگر شما نواقصی در خود پیدا کنید، ارتعاش مقاومت یا ناهماهنگی می فرستید.

وجود درونی تان چیزهایی را انتخاب می کند که احساس عشق ایجاد کند. اگر شما بر جنبه هایی از چیزها و یا افرادی که متنفر هستید تمرکز کنید، خود را از هماهنگی ارتعای با منبع دور می کنید. وجود درونی تان تنها بر موفقیت تمرکز می کند. اگر شما به کاری که انجام می دهید به عنوان شکست نگاه می کنید، خارج از هماهنگی با وجود درونی تان هستید.

پس همان طور که شما خالق تجارب زندگی خود هستید، باید افکار بیرونی و درونی خود را به گونه ای با هم همانگ کنید که بتوانید تجربه هایی با حس عشق و موفقیت را به وجود آورید، تجربه هایی که هم نیروی درونی شما و هم نیروی بیرونی تان آن را بپذیرد و هر دو نیرو با این تجربه ها هماهنگ شوند.