افکار شما افکار بیشتر و قدرتمندی را با خود می آورند

هر یک از افکار شما که روی آن تمرکز دارید چه خاطره ای از گذشته تان باشد چه موضوعی که آن را در زمان حال مشاهده می کنید و چه موضوعی که در آینده انتظارش را می کشید، تمام این افکار هم اکنون در شما فعال هستند و فکر و یا ایده ی شبیه به خود را جذب می کنند.

افکار شما نه تنها افکار شبیه به خود را جذب می کنند بلکه هر چه بیشتر روی آنها تمرکز کنید قوی تر می شوند و قدرت جذب بیشتری را پیدا می کنند. برای درک این موضوع، مطلب را با یک داستان ادامه می دهیم.

جری، این موضوع را شبیه به لنگر انداختن کشتی ای که دیده بود می داند. کشتی می بایست با طناب بسیار بزرگی بسته می شد و این طناب آن قدر ضخیم و سنگین بود که نمی شد آن را به آن طرف آب انداخت. به همین خاطر کلاف ریسمان کوچکی از میان آب به سمت بارانداز انداخته شده بود. این رسیمان به طناب کمی بزرگتر متصل شده بود که خود به طنابی بزرگ تر وصل می شد و دوباره این طناب به طنابی بزرگتر متصل بود و در نهایت طناب بزرگی را به وجود می آورد که از آن طرف آب کشیده می شد و کشتی می توانست لنگر بیاندازد.

این موضوع بسیار شبیه به افکار شما است. افکارتان فکر دیگری را به همراه خود دارد و فکر جدید فکر دیگری را می آورد و یکی پس از دیگری به هم متصل هستند. در بعضی موضوعات چون شما مدت زمان بیشتری طناب منفی را می کشیدید، داشتن احساسات منفی برای تان آسان تر است. به بیانی دیگر تنها شنیدن مقداری منفی گویی از شخصی، خاطره و یا پیشنهادی کافی است تا شما در ورطه افکار منفی قرار گیرید.

خواندنی: آیا احساسات منفی می توانند باعث ایجاد بیماری شوند؟

نقطه جذب شما غالبا از همان افکاری به وجود می آید که شما هر روز در طول شبانه روز به آنها فکر می کنید و شما قدرت هدایت افکارتان را در جهت مثبت و یا منفی دارید. برای مثال شما در مغازه ای هستید و متوجه می شوید قیمت محصولی که همیشه می خریدید افزایش پیدا کرده است و این موضوع شما را بسیار ناراحت می کند. و چون نمی توانید به فروشنده در مورد قیمت اجناس حرفی بزنید پس تنها راهی که می ماند داشتن احساس ناراحتی است.

با مثالی که از طناب های به هم متصل شده زدیم می فهمیم افکار شما نیز به یکدیگر متصل اند و شما را به سرعت به بالاترین سطح ارتعاشی می رسانند مثل «وای خدای من! قیمت این محصول از هفته پیش گران تر شده است. این افزایش قیمت، نامعقول است، حریص بودن بازار قابل قبول نیست! مسائل دارند از کنترل خارج می شوند و نمی دانم این موضوع تا کجا پیش می رود.

افکار شما

به نظر می رسد اینگونه نمی توانیم ادامه بدهیم، اقتصاد ما مشکل دارد. (مثلا در ایران میگن: کشور اصلأ صاحب نداره همه دزدن)، از پس قیمت هایی که بالا می رود برنمی آیم تأمین مخارج زندگی برایم سخت است. به نظر می رسد نمی توانم همراه با افزایش هزینه های زندگی پول کافی نیز به دست بیاورم. قطار افکار منفی شما در هر جهتی می تواند حرکت کند: سرزنش فروشنده، اقتصاد و یا دولت و کشور، اما معمولا این مسیر به احساسات شما برمی گردد و باور دارید که چنین وضعیتی تأثیر منفی روی شما دارد.

پیشنهاد می کنم: دیدن جهان خود از نگاه منبع

چون که در هر چیزی که مشاهده می کنید خود را در آن می بینید و آن را به خود ربط می دهید. هر چیزی برای شما شخصی خواهد بود چرا که ارتعاشی در مورد آن می فرستید و افکار و ارتعاشات ناشی از آنها بر چیزهایی که به سمت شما جذب می شوند تأثیر می گذارند. اگر مراقب احساسی که دارید باشید و درک کنید که عواطف شما مسیر افکارتان را نشان می دهند، می توانید افکار خود را به شکلی عملی هدایت کنید.

برای مثال «وای قیمت این محصول نسبت به هفته پیش خیلی بیشتر شده است. اما با این حال چیزهای دیگری در سبد خرید هست که قیمت شان را نمی دانم. شاید همان قیمت باشند شاید هم کمی ارزان تر. واقعا هیچ توجهی به آنها نداشتم! این یکی توجه مرا جلب کرد چون که خیلی گران تر شده است. قیمت ها نوسان دارند اما من همیشه می توانم مدیریت شان کنم. قیمت ها کمی زیاد شده اما مشکلی نیست. با کمک سیستم توزیع کالاهاست که محصولات متنوعی به دست ما می رسد».

هنگامی که مراقب احساسات خود باشید متوجه می شوید انتخاب افکاری که احساس بهتری به شما می دهند همواره برای تان آسان تر است. زمانی که هدف تان داشتن احساس خوب باشد الهاماتی برای داشتن افکار خوب نیز در دسترس تان خواهد بود و هدایت افکار به سمت مسیرهای سودمندتر، آسان تر و آسان تر می شود.

افکار شما قدرت جذب خلاق و فوق العاده ای دارند و شما با داشتن افکار خوب این قدرت را در دست میگیرید. زمانی که افکارتان دائما بین خواسته ها و ناخواسته ها، سودها و ضررها، مثبت ها و منفی ها می چرخد، از قدرت افکار کاملا مثبت خود سودی نمی برید.