آیا همدردی کردن شما با بقیه، برایشان کاربردی دارد؟

همیشه این دغدغه در ذهن ما وجود دارد، زمانی که شخصی گرفتار مشکلی شده، همدردی کردن ما با او و احساس منفی و ناراحتی دادن به خودمان، آیا به درد آن شخص می خورد؟ کاربردی برای او دارد یا خیر؟ اصلا باید با او همدردی کنیم یا نیازی به این کار نیست؟ در این پست می خواهیم به این گونه سوالات پاسخ دهیم. اگر این سوالات دغدغه و فکر شما هم هست، پس با ما همراه شوید.

در پیج اینستاگرام @Synergy.astro ما به شما آرامش روح و ذهن را هدیه می دهیم. حتما این پیج را دنبال کنید. به سراغ داستانی در کتاب پول و قانون جذب می رویم. شخصیت جری می گوید: وقتی توجه ام را از افراد و مشکلاتشان بر می دارم احساس خوبی دارم اما به آنها کمکی نمی کند تا حال بهتری داشته باشند. به عبارت دیگر مشکلی را حل نکرده ام. بلکه از آن دوری می کنم. به او پاسخ دادیم: اگر به مشکلات آنها تمرکز نکنید میتوانید همچنان احساس خوب داشته باشید. اما اگر به مشکل آنها توجه کنید احساس بدی خواهید داشت آنها هم احساس بد خود را دارند و مشکلشان همچنان پا بر جاست.

اگر تمرکز بر مشکل آنها را ادامه دهید شما نیز همان مشکل را تجربه خواهید کرد. اما اگر به جای این کار به راه حل یا نتیجه مثبت آن مشکل فکر کنید این احتمال وجود دارد که فکر مثبت شما بر آنها تأثیر بگذارد و افکار و نتایج مثبتی برایشان داشته باشد. به بیان ساده احساس منفی شما در این همدردی کردن به درد کسی نمی خورد و در این حالت نمی توانید راه حلی برای آنها پیدا کنید. چرا که احساس منفی یعنی تاکید بر نبودن خواسته.

همدردی کردن نباید به معنای دریافت احساس منفی و بد باشد

اگر کسی که تجربه بدی داشته است و در احساست منفی بسیار قوی احاطه شده به سوی شما بیاید و شما هم به شکل عمدی احساسات خوب را انتخاب نکرده باشید، ممکن است که در آن احساسات منفی غرق شوید، دردی که دارند را احساس کنید و آن را به یک نفر دیگر منتقل کنید و آن نفر هم به شخص دیگری منتقل کند و این زنجیره ادامه پیدا کند.

اما اگر احساسی را که دوست دارید به شکل عمدی انتخاب کنید و شب قبل از خواب با خود بگویید: «زمانیکه خواب هستم جذب متوقف می شود و این یعنی شروعی دوباره. فردا به دنبال چیزهایی خواهم بود که احساس خوبی به من بدهند چرا که داشتن احساس خوب مهم ترین اصل است.» صبح نیز مسير جدیدی پیش روی شما خواهد بود و هیچ چیز منفی از روز قبل برایتان نمی ماند.

همدردی کردن

اگر هم وارد اتاقی شوید و شخصی را ببینید که مشکل و یا دردی دارد شما دیگر بخشی از مشکل او نخواهید شد و برای آن فرد مثال خیلی خوبی از شاد بودن خواهید بود. چون هر چیزی که احساس می کنید ارتعاش آن را می فرستید. شاید دیگران با احساس شادی که شما دارید به سرعت همراه نشوند، چون اگر تفاوت عمیقی میان احساس شما و احساس دیگران وجود داشته باشد، اوقات سختی را با آنها تجربه می کنید. معنای درست همدردی کردن هم همین است. اینکه به او کمک کنید احساس بد خود را به احساس خوب تبدیل کند.

مطلب مرتبط: چگونه می توانم درد و رنج دیگران را احساس نکنم؟

اگر احساس خوبتان پایدار باشد آنها با شما همراه می شوند یا ارتعاشاتی متفاوت از ارتعاشات شما می فرستند. تنها دلیلی که همچنان با افراد ناراحت و غمگین در ارتباطید این است که به آنها و ناراحتی آنها توجه می کنید، تصور کنید شما به همراه دو نفر دیگر در لبه کوهی در حال رفتن هستید، جلو خود را نمی بینید، لیز می خورید و میفتید و از شاخه ای سست آویزان می شوید. یکی از دوستان شما بسیار قوی و قابل اعتماد است و دیگری دست و پا چلفتی و بی دقت. کدام یک از آنها اگر آنجا باشد خوشحال می شوید؟

یافتن جنبه های مختلف مثبت باعث می شود که محکم و راسخ باشید و این بخش از شما که از زاویه دید وجود درونی تان نشات می گیرد، خود واقعی تان است. اگر همواره خود را با افکار خوب همراه سازید منابع قدرتمند کائنات در اختیار شما قرار خواهد گرفت. با کسی همدردی کردن یعنی بر روی شرایط آنها آنقدر تمرکز می کنید تا همان احساسی را داشته باشید که آنها دارند.

از آنجا که هر کسی می تواند هم احساس فوق العاده داشته باشد و هم احساس بسیار بد و یا به خواسته هایش برسد و یا نتواند آنها را تجربه کند، این شمایید که انتخاب می کنید بر کدام بخش تمرکز کنید. شما را تشویق می کنیم تا با بخشی که بهترین احساس را به شما می دهد همدردی کردن را داشته باشید و با این کار ممکن است بر آنها اثر بگذارید و کمک کنید تا آنها هم بتوانند وضعیت بهتری پیدا کنند.