چرا عده ای با بیماری به دنیا می آیند؟

برخی می گویند وقتی از تعادل افکار صحبت می کنید آیا منظورتان این است که قبل از تولد نیز باید این تعادل را داشته باشیم؟ یعنی به همین خاطر است که عده ای با بیماری به دنیا می آیند؟ در این پست می خواهیم به این سوال شما پاسخ دهیم. با ما همراه شوید.

در پاسخ به چنین سوالاتی می گوییم، بله همینطور است. همانطور که تعادل افکار شما در زمان حال تجربه های زندگی کنونی شما را می سازد، تعادل افکارتان قبل از تولد نیز زندگی و تجربه های کنونی شما را می سازد. اما باید این را بدانید که دلیل اینکه عده ای با بیماری به دنیا می آیند این است که کاملا آگاهانه و عمدی ناتوانی های جسمی را انتخاب کرده اند چون می دانستند که این ناتوانی ها برایشان منفعت خواهد داشت و در نتیجه به دنبال سود و منفعت آن هستند. آنها می خواستند تا با این کار به دیدگاه خود تعادل ببخشند.

قبل از اینکه به این بدن فیزیکی بیایید این موضوع را متوجه شده بودید که در هر جایگاهی که باشید می توانید خواسته های جدید داشته باشید و هیچ نگران این نبودید که موقعیت فیزیکی تان چگونه خواهد بود. چون می دانستید که خواسته های جدید و متفاوت که از دل شرایط به وجود می آیند دست یافتنی هستند. بسیاری از افراد در زندگی خود موفقیت های فوق العاده ای را به دست آوردند در حالی که در شرایطی متولد شده بودند که کاملا در تضاد با خواسته آنها بوده است.

مطلب مرتبط: چگونه جذب بیماری با افکار در یک کودک تازه متولد شده اتفاق می افتد؟

آنها بیشترین بهره را از شرایط خود برده اند چون داشتن نقص جسمی و یا تولد در فقر قبل از اینکه بتوانند به موفقیت دست پیدا کنند، شرایط لازم را برای رسیدن به خواسته های قلبی و واقعی را برایشان فراهم می کرد. همه کسانی که به این جهان پا گذاشته اند از شرایط فیزیکی خود باخبر بودند و چون بخش غیرفیزیکی آنها چنین تصمیمی را گرفته بود برای همین در چنین شرایطی قرار گرفته اند و در آن باقی ماندند.

با توجه به موقعیتی که در آن قرار دارید اگر خواسته ای جدید در شما ایجاد شد، این توانایی را دارید که با تمرکز بر افکار خود اصل و جوهره خواسته خود را بیافرینید. بسیاری از افراد معمولا از روی عادتشان چیزی کمتر از سلامتی را جذب می کنند. ممکن است خواسته اصلی آنها سلامتی باشد اما افکار آنها حول موضوعاتی غیر از سلامتی قرار دارد.

نمی شود از جایگاه و زاویه دید خودتان درستی و یا نادرستی زندگی دیگران را بررسی کنید، هیچ وقت نمی توانید این کار را انجام دهید اما می توانید متوجه شوید که نسبت به خواسته خود در چه جایگاهی قرار دارید و اگر به افکار خود توجه کنید و آنها را با توجه به احساسی که در شما ایجاد می کنند، هدایت کنید متوجه خواهید شد که قادر هستید در اکثر مواقع افکار خود را به سمت چیزهایی هدایت کنید که مورد رضایت شما هستند.

بحث پیرامون بیماری های لاعلاج

هیچ مشکل جسمی، بدون توجه به وخامت وضعیت، وجود ندارد که نتواند به وضعیت کامل سلامتی برسد. اما این موضوع به باور شما بستگی دارد و اینکه آیا اجازه می دهید وارده تجربیات زندگی شما بشود یا خیر. اگر باور داشته باشید که بیماری هایی هستند که غیر قابل درمان و مهلک اند و به آنها دچار شوید، این باور در شما به وجود می آید که زنده نخواهید ماند، و همینطور هم می شود.

اما زنده ماندن شما هیچ ارتباطی به بیماری ندارد، همه چیز به افکار شما وابسته است. اگر به خود بگویید: شاید این موضوع برای دیگران درست باشد اما برای من اینگونه نیست. چون من خالق زندگی و تجربیات خودم هستم و در این لحظه به جای مرگ، شفا و بهبودی را انتخاب می کنم بهبودی حاصل می شود. میدانیم که گفتن این کلمات آسان است اما برای کسی که به قدرت آنها آگاهی ندارد سخت می شود، اما تجربیات شما بازتاب کننده افکارتان است.

تجربیات زندگی نشانه های واضح و مشخصی هستند از نوع افکاری که در سر دارید. اگر افکار خود را عوض کنید تجربه های زندگی و یا نشانه ها نیز تغییر می کند. این قانون است.