شادی و سرور در دهان شیر

در این پست می خواهیم داستانی جذاب و البته واقعی در مورد پزشکی تعریف کنیم که شادی و سرور را با اینکه در دهان شیر قرار داشت، حس کرد! قطعا این داستان برای شما جذاب خواهد بود، حتما تا انتها آن را بخوانید.

جری: شنیده ام که در آفریقا دکتر بسیار مشهوری به دام شیر افتاد و شیر او را به دندان گرفته بود. او می گفت که در آن وضعیت احساس شادی و سرور بسیار زیادی داشت و هیچ دردی احساس نمی کرد. در این وضعیت معمولا طعمه تسلیم می شود. اما سؤال من این است که او چگونه احساس درد نداشت؟ شادی و سروری که از آن یاد می کرد آیا مربوط به وضعیت ذهنی او بود یا وضعیت فیزیکی اش؟ و سؤال دیگر من این است که آیا این حالت تنها در موقعیت های سخت ایجاد می شود و یا می توان از آن در هر موقعیت دیگری نیز استفاده کرد؟

آبراهام: نمی توانید احساسی را که از وجود درونی شما نشأت می گیرد به دو بخش جسمی و ذهنی تقسیم بندی و جدا کنید. به بیان دیگر شما موجود فیزیکی هستید، بله. شما موجود ذهنی متفکر نیز هستید، بله درست است. اما نیروی زندگی و یا انرژی که از درون شما می آید از بخش بزرگتر شما فرستاده می شود.

پیشنهاد می کنم: نقش افکار در جراحت های شدید و دردناک چیست؟

در موقعیت هایی که احساس می کنید بهبودی حاصل نمی شود و یا در این مثال در دهان شير هستید و معمولا شیر است که برنده این بازی است، وجود درونی شما مداخله می کند و انرژی را به سمت شما می فرستد و شما نیز آن را در قالب حالت شادی و سرور دریافت میکنید. احتیاجی نیست تا منتظر باشید در چنین موقعیت های سختی قرار بگیرید تا بتوانید به جریان سلامتی که انرژی منبع به سمت شما می فرستد دست پیدا کنید. در حالی که بیشتر مردم تا زمانی که انتخاب دیگری نداشته باشند چنین کاری نمی کنند.

کلمه تسلیم شدن را درست انتخاب کرده اید و در حالت تسلیم شدن است که اجازه ورود قدرتمند جریان سلامتی را می دهید. اما می خواهیم بدانید که چیزی که به تسلیم شدن ختم می شود خود درگیری و مقاومت است نه درخواست برای ادامه زندگی، زمانی که موقعیت های خاصی را بررسی می کنید باید همه این چیزها را در نظر بگیرید. کسی که شور و اشتیاق کمتری برای زندگی دارد ممکن است تجربه متفاوتی را داشته باشد و شير او را بکشد و ببلعد.

هر چیزی که شما در زندگی تجربه می کنید به تعادل فکری شما میان خواسته و انتظاراتی که دارید وابسته است، حالت اجازه دادن چیزی است که نه فقط در میان حمله شیرها بلکه در تمام موقعیت های عادی و روزانه خود باید آن را تمرین کنید. در موقعیتهای سخت اینچنینی نیز قدرت فکر و نیت شما است که نتیجه را تعیین می کند.

پیشنهاد می کنم: چگونه نقطه جذب خود را تغییر دهیم؟

داشتن افکار مداومی که احساس خوب به شما میدهند و تمرین هماهنگی، مسیری است که به شما اجازه می دهد احساس درد نداشته باشید. درد تنها نشانه ایست که بر وجود مقاومت در شما تاکید می کند. ابتدا احساس منفی دارید و بعد این احساس منفی بیشتر و بیشتر می شود (در این موقعیت راه گریزهای زیادی دارید) بعد تبدیل به ادراک و سپس تجربه درد می شود.

به دوستان فیزیکی خود می گوییم که اگر احساسات منفی داشته باشید و متوجه نشوید که این احساسات نشانه هایی برای شما هستند – احساسات منفی نشان می دهند که افکاری مقاومت زا دارید – و هیچ کاری برای تغییر و درست کردن افکار منفی خود نکنید، قانون جذب آن ها را بیشتر و قوی تر می کند.

اگر در این شرایط هم برای رسیدن به هماهنگی کاری نکنید و به دنبال افکار بهتر و مثبت نباشید، افکار منفی بیشتر و قوی تری را جذب خواهید کرد و در نهایت درد، بیماری و چیزهای دیگری را که نشان دهنده مقاومت در شما هستند تجربه می کنید.