چگونه می توانم اجازه ورود پول بیشتر به زندگی ام را بدهم؟

در یکی از جلسات کارگاهی که در کتاب پول و قانون جذب استرو و جری هیکس ذکر شده، شخصی این سوال را پرسید که چگونه می توانم اجازه ورود پول بیشتر به زندگی ام را بدهم؟ اکنون ما در وبسایت سینرژی با ناهید می خواهیم پاسخ آبراهام، یکی از مدرسین قانون جذب را برای شما ارائه دهیم.  اگر دوست دارید بدانید این استاد چه پاسخی داده است، در ادامه با ما همراه شوید.

دریافت کد جذب شخصی، کد جذب ثروت، کد جذب عشق و کد جذب هر خواسته

سوال کننده ای در یکی از جلسات آبراهام از مدرسین قانون جذب چنین حرفی را مطرح کرد: «فکر می کنم سالهای سال است که من دارم این ثروت عظیم را جمع می کنم.»

آبراهام در پاسخ گفت: طعنه آمیز صحبت نکنید!

سوال کننده در ادامه حرف خود از آبراهام پرسید: می خواستم بدانم که چگونه می توانم اجازه ورود پول بیشتر به زندگی ام را بدهم؟

اکنون پاسخ آبراهام را می خوانیم.

اجازه ورود پول بیشتر به زندگی

بسیاری از کسانی که در این کارگاه حضور دارید شاید در آخر جلسه بگویید که آبراهام دارد زیادی غلو و بیش از حد انتقاد می کند. اما دوست داریم بدانید که این پرسش از چه جایگاه احساسی می آید. ثروت عظیمی که از آن صحبت شد به نظر ما کمی تمسخرآمیز بود، خب اگر واقعا وجود دارد، سهم من کجاست!

اگر قانون جذب همان چیزی است که شما می گویید و من دارم ثروت را جمع میکنم، کجاست و چگونه می توانم به آن دسترسی داشته باشم؟

به نظر شما ارتعاش غالبی که در این سؤالات وجود دارد چیست؟ آیا ارتعاشی که از این سؤال فرستاده شده است از جایگاه داشتن پول آمده است یا از جایگاه کمبود آن؟ ممکن است بپرسید وقتی هنوز به پول و ثروت نرسیده ایم چگونه می توانیم ارتعاش داشتن آن را ارسال کنیم؟

ما به شما میگوییم که خب تازه این موضوع را متوجه شده اید چون تا زمانی که این کار را انجام ندهید نمی توانید در حالت داشتن چیزی که می خواهید باشید.

شما باید جوهره ی ارتعاشی خواسته خود را پیدا کنید و منطقی است که در ابتدای راه سؤال هایی از قبیل پس پول کجاست؟ چه کار اشتباهی انجام می دهم؟ چه کار دیگری را باید انجام بدهم؟ را بپرسید. می خواهیم متوجه تله ای که در این سؤالها و صحبت ها وجود دارد و گرفتارش شده اید بشوید، باید راهی پیدا کنید تا حواستان از کمبود پول پرت شود و ارتعاش داشتن پول را در شما فعال کنید.

چطور ارتعاش داشتن پول را فعال کنیم؟

یکی از کارهایی که به شما اجازه ورود پول بیشتر در زندگی تان را می دهد، پرت کردن حواستان از کمبود پول است. مثلا وضعیت مالی و رفاهی را که در آن هستید و با موقعیت های بهتری را که در آینده خواهند آمد تحسین کنید.

زمانی که احساس امیدواری در خود داشته باشید از لحاظ ارتعاشی بیشتر می توانید اجازه ورود ثروت را بدهید تا زمانی که احساس شک در شما وجود داشته باشد. وقتی گفتیم عبارت ثروت عظيم با تمسخر آمیز بیان شده کمی اذیتتان کردیم. اما می خواهیم بدانید وقتی طعنه آمیز صحبت می کنید و یا بدبین هستید با احساس خوش بینی و امید فرسنگها فاصله دارید.

سؤال شما این بود که من چگونه می توانم به ثروت برسم و ثروت چگونه می تواند به سمت من بیاید یا همان حرف شما، چگونه اجازه ورود پول بیشتر در زندگی ام را بدهم؟ جواب این است؛ تظاهر کنید که به خواسته خود رسیده اید.

سعی کنید تا بخشی از آن ثروت را به صورت ذهنی خرج کنید و تصور کنید داشتن آن ثروت چقدر می تواند جالب و سرگرم کننده باشد. از احساس آزادی و رهایی که به شما میدهد لذت ببرید حتی اگر دلیلی برای احساس رهایی نداشته باشید و به احساسی که دارید توجه کنید و افکار خود را از واقعیتی که وجود دارد و در آن هستید دور سازید. بنابراین طعنه آمیز صحبت کردن یعنی اجازه خوش بینی و انتظار مثبت را نمی دهید.

به تفاوتی که میان این دو باور وجود دارد توجه کنید

– پول به کندی به طرف من می آید. کم کم به این باور رسیده ام که داشتن ثروت از قبل در حساب ارتعاشی ام وجود دارد اما نمی دانم چگونه باید به آن اجازه ورود به دهم؟

– خیلی خوب می شود اگر بدانم چه کاری باید انجام دهم

مقاومت ورود پول را از بین ببرید

با گفتن جمله دوم اجازه می دهید مقاومت از بین برود. اما وقتی می گویید نمی دانم باید چکار کنم. زمان خیلی زیادی به آن فکر کردم اما هنوز نفهمیدم باید چه کار کنم. این جملات کاملا خلاف جهت جریان هستند و در آنها مقاومت وجود دارد به دنبال این هستم که آن را متوجه شوم، خیلی خوب می شود اگر بدانم چه کاری باید انجام دهم.

هر روز موردی پیش می آید که این مسئله را بهتر متوجه شوم و این را در مورد موضوع های متفاوت دیده ام و دارم در آن مهارت پیدا می کنم. این ایده را دوست دارم که که ثروت انبوهی برایم انباشته شده است و تجربه های زندگی باعث شده است خواسته هایم را بفهمم و ارتعاششان را بفرستم.

خوشحالم که میدانم انرژی منبع درون وجودم قبل از من منتظر رسیدن به آن خواسته بوده است. خوشحالم که می دانم احساسات منفی یعنی از نگرشی که منبع به من دارد دور شده ام. میدانم که منبع مرا در رفاه و فراوانی می بیند اما با احساسات منفی جلوی این نگرش را می گیرم.

می دانم که منبع مرا به سمت داشتن احساسات بهتر هدایت میکند و میدانم که داشتن احساسات منفی بدین معنی است که خلاف جهت مسیر منبع حرکت و فکر می کنم. این را می دانم و در این زمینه مهارت کسب کرده ام.

من به احساساتی که دارم آگاهم و می توانم تفاوت ها را متوجه شوم و رابطه میان افکار، احساسات و رسیدن به خواسته ها را درک می کنم. می دانم موقعیتی که در آن قرار دارم می تواند تغییر کند و تبدیل شود به افکار مداومی که در سرم دارم و اینگونه اجازه ورود پول بیشتر به زندگی ام را بدهم.

درک می کنم که داشتن باورهای جدید و فکر کردن به آنها نیاز به تمرکز بیشتری دارد و زمانی که بر آنها تمرکز کنم داشتن آن باورها برایم آسان تر و آسان تر می گردد. می دانم هر چه از چیزی بیشتر صحبت کنم صحبت از آن برایم آسان تر می شود و هر چه بیشتر از آن صحبت کنم انتظار داشتن آن برایم آسان تر می گردد.

می دانم که انتظار حس دیگری دارد. من تفاوت احساسی و ارتعاشی میان امیدواری و شک را می فهمم. تفاوت احساسی میان اشتیاق و ناامیدی را درک می کنم. من می توانم این کار را انجام دهم. من می دانم که می توانم این کار را انجام دهم.

چنین جملات و صحبتهایی نتایج متفاوتی را به همراه خواهد داشت و این کاری است که باید انجام دهید، شاید از نظر شما این کار خیلی طول بکشد و به کندی پیش برود، اما شما به یک باره به باورهای خودتان دست پیدا نکرده اید بلکه کم کم به آنها رسیده اید و به این سرعت نیز نمی توانید آنها را تغيير دهيد، باید به آرامی پیش بروید.

اگر بخواهید به سرعت این باورها را تغيير دهيد چنین کاری را انجام نمی دهید و به نتیجه نمی رسید و در نتیجه ناامید خواهید شد. اما اگر بخواهید تغییرات به آرامی صورت پذیرند این کار ممکن می شود و امیدوار می مانید، بنابراین اگر بخواهیم در یک جمله مفهوم را به شما برسانیم می گوییم داستان را آنطور که دوست دارید و می خواهید باشد تعریف کنید.

خواندن
آموزش آسترولوژی – قسمت دهم: اوج و حضیض کواکب

داستان خود را اینگونه تعریف کنید

اخيرا شنیده ام که ثروت عظیمی در حساب ارتعاشی من ذخیره شده است و من این ایده را دوست دارم. این ایده که تجربه های زندگی ام علت به وجود آمدن این خواسته هستند بسیار هیجان انگیز است و این ایده را که می توانم هرچیزی که می خواهم بشوم، انجام دهم و داشته باشم دوست دارم بنابراین داستان زندگی ام را آنطور که می خواهم تعریف می کنم.

فکر نمی کنم که پول شادی می آورد اما می دانم که عامل شر و بدی نیست. پول به انسان آزادی می دهد و فکر می کنم هر چقدر پول بیشتر باشد حق انتخاب بیشتری نیز خواهم داشت و هر چه حق انتخاب بیشتر شود تفریح و سرگرمی بیشتری خواهم داشت.

دوست دارم کارهایی که انجام می دهم بر اساس احساسی باشد که به من می دهد نه اینکه ببینم آیا میتوانم هزینه انجام کار را بپردازم یا نه. و موقعیتهایی که داشتن پول بیشتر برایم فراهم می کند دوست دارم، فکر نمیکنم تنها به خاطر داشتن ثروتی عظیم شگفت زده ام.

فکر میکنم به خاطر معنایی که این ثروت برای خودم، خانواده ام و اطرافیانم دارد و معنایی که برای دیدگاه جدیدم به زندگی و برای تجربه هایی که در زندگی خواهم داشت دارد، هیجان زده ام. با فکر کردن به این تغییرات هیجان زده می شوم. من عاشق زندگی ای هستم که دارم اما می توانم ببینم پولی که به سمتم می آید چگونه می تواند در این مسیر و این مسیر و این مسیر زندگی ام را بهتر کند.

اگر امروز صد دلار بیشتر داشته باشم می توانم این تغییرات را بدهم. اگر امروز هزار دلار بیشتر داشته باشم این تغييرات می تواند اتفاق بیفتد. اگر اجازه ورود پول بیشتر به زندگی را بدهم و امسال صد هزار دلار بیشتر داشته باشم می توانم با آن فلان کار را انجام دهم.

اگر اجازه ورود پول بیشتر به زندگی را بدهم و سالی پانصد هزار دلار بیشتر داشته باشم یعنی می توائم در فلان منطقه زندگی کنم، فلان ماشین را سوار شوم و این یعنی می توانم دیگر آنجا که بودم کار نکنم. پس تنها در ذهن خود با آن بازی کنید و تصویر سازی داشته باشید.

یک بازی قدرتمند برای ورود پول بیشتر به زندگی

ما بازی های تأثیر گذار زیادی را به شما پیشنهاد داده ایم و افراد زیادی نیز آنها را به کار می بندند. این بازی که الان می خواهیم به شما بگوییم بازی بسیار قدرتمندی است. صد دلار در کیف پول خود قرار دهید و در طول روز به شکل ذهنی بارها و بارها آن را خرج کنید. فکر کنید با این صد دلار چه چیزهایی می توانید داشته باشید.

شگفت انگیز است زیرا این بازی احساس شما نسبت به پول را تغییر می دهد و فکر شما را باز می کند. چیزی که قبلا میگفتید این بود: من فلان چیز را می خواهم اما نمی توانم بخرم. در حالی که با این صد دلار می گویید؛ من می توانم این را بخرم. اگر بخواهم می توانم آن را داشته باشم. به جای اینکه بارها و بارها بگوييد: من نمی توانم فلان چیز را بخرم.

دارید این جمله را با خود تکرار می کنید: اگر بخواهم می توانم پولش را بپردازم و آن را بخرم. اگر بخواهم می توانم پولش را بپردازم و آن را بخرم. اگر بخواهم می توانم پولش را بپردازم و آن را بخرم.

شخصی به ما میگفت آبراهام انگار در این محیط فیزیکی نبوده اید چون با ۱۰۰ دلار چیز زیادی نمی توان خرید. و ما به او گفتیم اگر این پول را هزار بار در طول روز خرج کنید به اندازه صد هزار دلار پول خرج کرده اید و این کار ارتعاش شما را به شدت تغییر می دهد.

مردم معمولا می گویند: اما این کار واقعی نیست و ما می گوییم چرا واقعی می شود. ابتدا باید آن را حس کنید و هنگامی که به ثبات ارتعاشی برسید، نشانه های تحقق خواسته تان باید پدیدار شوند. قانون جذب باید موقعیت ها، مسیرها، روش ها و افرادی را به سمت شما بیاورد که ارتعاش آنها را فرستاده اید.

هنگامی که شما ارتعاش رفاه و فراوانی را بفرستید فراوانی باید به شکل واقعی وارد زندگی شما شود و به گونه ای وارد تجربیات زندگی شما می گردد که به هر گوشه ای که بنگرید آن را می بینید، به هر طرف که نگاه کنید نشانه های عظیم فراوانی، خود را به شما نشان می دهند، فقط کافیست کمی بیشتر از قبل این ارتعاش را فعال کنید.

این موضوع آنقدرها که فکرش را می کنید سخت نیست، میدانید چرا اینقدر به نظرتان سخت می آید؟ چون مدت زیادی است که به چیزی که هست نگاه می کنید و ارتعاش چیزی را که هست میفرستید و مقدار بیشتری از همان چیزهایی را که هست دریافت می کنید و بعد می گویید من تمام تلاش خود را کردم و تمام کارهایی را که باید انجام دادم و تمام این سالها کار کردم و الان به چیزی که هستم رسیده ام.

تلاش کمی که شما از آن صحبت می کنید چه چیزی را برایم به ارمغان می آورد و چقدر مرا به جلو می برد در حالی که من در تمام این سالها تلاش بسیار زیادی کرده ام و پیشرفت کمی داشتم؟ جواب ما این است:

شما تلاشی عملی انجام می دادید و با عمل خود می خواستید پیشرفت کنید در حالی که شما را تشویق می کنیم تا تلاش ارتعاشی داشته باشید. با فرستادن ارتعاشات به انرژی و قدرتی که جهانیان را آفریده است دسترسی پیدا می کنید و میتوانید از آن استفاده کنید.

وقتی در این مسیر ثابت قدم و پایدار باشید. با تغییر ارتعاشات خود ظهور و تجلی خواسته ها نیز به شدت تغيير می کند. زمانی که می گوید: من این را می خواهم اما……. من این را می خواهم اما..، من این را می خواهم اما، هیچ پیشرفتی نخواهید کرد.

اما وقتی میگویید من این را می خواهم چون…، من این را می خواهم چون…، من این را می خواهم چون..، به جلو پیش خواهید رفت. وقتی می گویید: من باور دارم می توانم آن را انجام دهم، من می توانم آن را انجام دهم اما شک
دارم که میتوانم یا نه، واقعا انجامش نمی دهم، باور دارم که میتوانم آن را انجام دهم، دوست دارم انجامش دهم اما شک دارم.

خیلی دوست دارم آن را انجام دهم اما نمی توانم چون تا الان چنین کاری نکرده ام. خیلی دوست دارم آن را انجام دهم اما تا حالا کسی چنین کاری را نکرده است. خیلی دوست دارم آن را انجام دهم اما کار سختی است و فکر میکنم هیچ پیشرفتی نخواهم کرد. دوست دارم انجامش دهم اما نمیدانم باید چه کار کنم.

با گفتن چنین جملاتی هیچ چیزی تغییر نمی کند و همان ارتعاشات همیشگی و همان الگوهای فکری قدیمی خود را می فرستید. شما باید اراده کنید و افکارتان را بر داستان جدید و متفاوت خود متمرکز نمایید.