همه چیز درباره ویشنو – قسمت پانزدهم: آواتار رام (Rama) تجلی هفتم ویشنو

با پانزدهمین قسمت از آشنایی با الهه ویشنو در خدمت شما هستیم. در این قسمت به سراغ آواتار رام (Rama) از مجموعه آواتارهای ده گانه ویشنو و هفتمین تجلی این الهه رفته ایم. برای آشنایی با داستان ظهور این آواتار و شخصیت او، در ادامه با ما همراه شوید.

دریافت کد جذب شخصی، کد جذب ثروت، کد جذب عشق و کد جذب هر خواسته

داستان ظهور آواتار رام (Rama)

آواتار رام (Rama) یا رامچندر از محبوب ترین خدایان هند است که در کنار کریشنا (تجلی هشتم ویشنو ) مرتبه ای رفیع را در سنت مذهبی هند اشغال کرده است. رامچندر که آخرین آوتار عصر دوم اساطیری است به منظور برقراری حق و عدالت و بازسازی ارزش های از دست رفته ى عصر زرین ظهور کرد.

وی را سمبل عدالت، تقوی و زیبایی دانسته اند. در مورد جذابیت ظاهری رامچندر داستانها نقل شده است. می گویند این جذابیت چنان بود که هنگامی که در جنگل گام برمیداشت، همه موجودات از نبات و حیوان، و از پرنده و چرنده و حشره متحير او می شدند. این گیرایی حتی زهاد جنگل نشین و اهریمنان شرور را نیز تحت تأثیر قرار می داد.

جالب است که زیبایی او فقط جنس مخالف را جذب نمیکرد بلکه مرد و زن دل در گرو عشق او داشتند. آواتار رام که از احساس اطرافیان، خصوصا جوکی های جنگل نشین، آگاه شده بود به ایشان چنین گفت: ای برادران، من از احساس شما نسبت به خود آگاهم ليكن وصلت ما در این زمان میسر نیست.

حتی اگر شما بتوانید به قدرت زهد و توسل به یوگا خود را به صورت زن درآورید، من نخواهم توانست آرزوی وصال شما را برآورم چه من در این تجلی می توانم تنها یک زن (همسر) اختیار کنم. ولی در آوتار بعدی – هنگامی که در شکل کریشنا ظاهر گردم. شما میتوانید به صورت دختران گاوبان Gopi درآیید و من در جسم کریشنا به نیازهای شما پاسخ خواهم گفت.

همه زهاد و خدایان از شنیدن این خبر خوشنود شدند و گفتند: ما منتظر خواهیم ماند و در موقع مقرر در جسم زنان خواهیم زیست و مناسب وصال تو خواهیم شد. داستان دلنشین رام در کتاب حماسی راماین آمده است.

رام (رامچندر) و کتاب راماین

آواتار رام از شخصیت های محبوب علم الاساطير هند است. وی یکی از مظاهر ویشنو خداوند نگهدارنده جهان است و لذا نسبت به ویشنو رتبه ی پایین تری دارد. او قهرمان اول کتاب مقدس و حماسی راماین، کهن ترین اثر منظوم و حماسی شبه قاره است. شخصیت او در این کتاب، شخصیتی قوی، جنگجو و در عین حال از خود گذشته و مهربان است و به خاطر همین ویژگی های مطلوب انسانی است که در قلوب پیروان آیین هندو مکانی خاص دارد.

راماین، کهن ترین حماسه منظوم سانسکریت و بی گمان یکی از آثار جاویدان جهان است که توسط والمیکی به رشته تحریر درآمده. رام که مظهر ويشنو است در قالب یک انسان نیرومند در زمین ظاهر شد تا با راونِ (Ravana) اهریمن نبرد کند. رام نیز مانند کریشنا در برهه ای از تاریخ چنان محبوب گشت که به مقام خود خدا، نه تجلی و مظهر او، ارتقاء یافت.

یودیا در مورد مدت اقامت سیتا در خانه راون ، وی را ترک می کند. این ویژگی ها از نکاتی است که در کمال الهی رام خلل وارد می آورد و او را به مرتبه یک قهرمان خاکی، با تمام ضعفها و قدرت های انسانی تنزل می بخشد.

آواتار رام شخصیتی است مربوط به کل شبه قاره و لذا در مکاتب غير متشرعی چون بودیزم (که منکر وجود خدا و روح است) و مکتب جینیزم (که در عین انکار وجود خدا، به روح اعتراف دارد) نیز نقش دارد.

رام همسری داشت به نام سيتا Sita که به عنوان یکی از الهه های هندو مورد پرستش است. برادر رام که لکشمن Lakshmana نام دارد، از لحاظ ظاهری تمام خصوصیات رام را دارد و تنها وجه ممیزه ای که میتوان توسط آن، دو برادر را از هم باز شناخت، رنگ پوست آنها است. رام همچون بسیاری از خدایان هندویی، رنگی مهتابی (آبی رنگ) دارد و پوست برادرش لکشمن گندمگون است.

لکشمن را مظهر آدیسش Adisesa یا ششا دانسته اند که در قالب انسان متجلی گردیده. آدیسش نام همان ماری است که ویشنو بر آن تکیه دارد و در موقع خواب بر روی چمبرهی او می آرمد.

آواتار رام و لکشمن نیز همچون ویشنو و ششا همواره بر هم تکیه دارند. از خصایل برجسته رام، که در خصوص دیگر خدایان هندو صادق نیست، گزیدن تنها یک همسر (سیتا) وفادار بودن به او در طول حیاتش می باشد.

داستان رام و سیتا

رام، سیتا و لاکشمن

رام و سیتا در کتاب راماین به عنوان سمبل دو انسان کامل و یک زوج ایده آل مطرح شده اند. خصوصا آواتار رام که مظهر خداوند، و به اعتباری خود اوست، دارای تمام کمالات ظاهری و باطنی است ولی در گوشه هایی از کتاب راماین اعمالی از او سر می زند که این کمال را خدشه دار می کند.

في المثل در بخشی از داستان، سیتا ، توسط راون ربوده میشود و لذا جنگی سخت میان رام و راون صورت می گیرد. آواتار رام در این جنگ راوني اهریمن را شکست میدهد و او را به قتل می رساند. این جاست که رامچندر از خود ضعف اخلاقی نشان می دهد و از قبول مجدد سیتا امتناع می ورزد.

گرچه سیتا زنی پاکدامن است ولی رام این واقعیت را که وی چندین روز علی رغم میل باطنی اش در قصر راون بوده، بهانه ی سرسنگینی خود قرار میدهد و دردی بر دردهای دل رنجور همسر می افزاید و کار به جایی می رسد که سیتا برای رفع اتهام از خود مجبور به گذشتن از آتش میگردد.

خواندن
معرفی الهه بهاگا (سهم موروثی) و الهه آمشا (سهم خدایان) – شاخه آدی تیاهای اصلی

عجیب این جاست که پس از گذشت مدتی، با وجود اینکه پاکدامنی همسر بر رام ثابت شده ولی به خاطر شایعات بی اساس مردم ایودیا در مورد مدت اقامت سیتا در خانه راون ، وی را ترک می کند. این ویژگی ها از نکاتی است که در کمال الهی رام خلل وارد می آورد و او را به مرتبه یک قهرمان خاکی، با تمام ضعفها و قدرت های انسانی تنزل می بخشد.

رام شخصیتی است مربوط به کل شبه قاره و لذا در مکاتب غير متشرعی چون بودیزم (که منکر وجود خدا و روح است) و مکتب جینیزم (که در عین انکار وجود خدا، به روح اعتراف دارد) نیز نقش دارد.

در متون بودایی، آواتار رام جنگجو شخصیتی آرام، معنوی و متعالی به خود می گیرد و در قالب بوديساتوا متجلی می شود. در این جا دیگر نامی از لکشمن نیامده است و سیتا نیز به عنوان خواهر رامچندر ذکر گردیده است؛ رام پس از دوازده سال بر تخت می نشیند و در جوار خواهرش به مدت شانزده هزار سال حکومت میکند.

از سوی دیگر پیروان مهاوير (Mahavir) به رام شخصیتی متناسب با مذهب خود (جینیزم) بخشیده اند. رامچندر در این سنت فردی است که مطابق عرف جین ها گوشت نمی خورد، هیچ حیوانی را قربانی نمی کند و نبرد خود را با نیروی ذکاوت و هوشمندی به پیروزی می برد.

برخی از انواع کتب راماین مربوط به مذهب جین، رامچندر را در قالب یک زاهیر جین نشان داده اند که از طریق ریاضت و نفس کشی به رهایی مطلق میرسد.

ابهامات در مورد آواتار رام

اگرچه پذیرش رامچندر به عنوان تجلی ویشنو در تفکر معاصر هندو ، اصلی به ثبات رسیده است لیکن بعضی از کتب «پورانا» از قبيل « شایواپورانا،، دلینگاپورانا» و «شیواپورانا، او را از فدائیان و بندگان شیوا (خدای نابود کننده) دانسته اند. از سوی دیگر متون «ویشوا پورانا» که متعلق به پرستش ویشنو هستند به وضوح بر اینکه آواتار رام ظهور مجدد ویشنو است، تأکید دارند.

در قرن دوازدهم میلادی، حکمت دینی «وایشناوا» (مربوط به پرستش ويشنو) راه را بر پرستش رام به عنوان تجلی و ظهور قادر مطلق به روی زمین و در میان انسانها هموار ساخت. این تجلی رام تا حدی به تلقی مسیحیان در خصوص تجلی خداوند در قالب عیسی مسیح (ع) شباهت دارد.

بعدها، یعنی در قرن چهاردهم در کتاب «ادهياتما راماین» در مباحثه میان شیوا و همسرش پاروتی (Parvati) میبینیم که رام همان براهمن (ذات مطلق) است که برای نیل به مقصود نهایی خویش در قالب انسان ظاهر شده است. در چنین مرتبه ای، برای رفع ایراد خطاهای رفتاری که از او در رابطه با سیتا سر زده و شایسته ی درجه والای خداوندی نیست تغییراتی در داستان داده شده تا جدایی میان سینا و رام را به وصلتی الهی بدل کند.

تولسيداس در کتاب منظوم خود «رامکاریتماناس» میکوشد تا بیوگرافی آواتار رام را از مشکلات وارده رها سازد. بدین منظور هویت کلیه شخصیت های راماین تغییر می یابد به طوریکه حتی راون (پادشاه اهریمنی) و دیگر دیوها تبدیل به فدائیان رام می شوند.

البته این تغیر هویت بی حکمت نبوده و خود از نوعی طرز تفکر مذهبی نشأت گرفته که در آن حتی دشمنی با خدا به عنوان یکی از طرق رسیدن به ذات نامتناهی او قید گردیده است. البته ذکر این نکته ضروری است که شخصیت آواتار رام علی رغم تصرفاتی که در داستان کهن آن صورت گرفته، در تفکر مذهبی معاصر هند به عنوان تجلی ويشنو مورد پذیرش قرار گرفته و از خدایان محبوب این مسلک به شمار می رود.

برای آشنا شدن با شخصیت رام، مطالعه ی داستان زندگی این قهرمان حماسی مذهبی، که کتاب زیبای «راماین» به آن اختصاص یافته، بهترین منبع و مرجع است. کتاب مذهبی راماین چند مرحله از زندگی رامچندر را در قالب داستانی شیرین و مهیج بیان کرده است. این مراحل عبارتند از :

  1. تولد رام
  2. ایام جوانی
  3. ازدواج با سیتا
  4. تبعید به جنگل
  5. ربوده شدن سیتا توسط راون اهریمن
  6. برخاستن میمون ها به یاری رام
  7. شکست راون و نجات سیتا

محققین، تاریخ سرایش اصل راماین را میان سالهای ۷۵۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد تخمین زده و اکثرا آن را به والمیکی Valmiki منسوب دانسته اند. البته همانطور که گفتیم بعدها دخل و تصرفاتی در متن آن رخ داد ولی در اکثر راماین های متأخر نیز ترکیب اصلی داستان حفظ شده است.

گفته می شود که ریشه این اشعار در تصنیف های عامیانه و سرودهای رزمی رایج میان مردم در رابطه با شاهزاده ی پهلوانی به نام رام، از اهالی ایالت کوسالا Kosala در شرق هند بوده و بعدها توسط والمیکی به صورت یک داستان حماسی درآمده است.

از این جهت حماسه آواتار رام بی شباهت به داستان رستم در شاهنامه ی فردوسی نیست، چنانکه فردوسی خود می گوید:

که رستم یلی بود در سیستان/ منش کرده ام رستم داستان

داستان راماین همچون اکثر داستان های حماسی مذهبی قدیم نبردی است میان نیروهای شر و لشگریان نیکی که طبیعتا تحت رهبری یزدان به پیروزی خیر و شکست و نابودی قوای اهریمنی منتهی می شود.

اگر این مطلب را دوست داشتید، با امتیاز دادن به آن از ما حمایت کنید.
[کل: میانگین: ]