از دیدگاه قانون جذب، تاثیر واکسیناسیون بر بیماری ها به چه صورت است؟

یکی از سوالاتی در مورد جذب سلامتی از ما پرسیده می شود، این است که اگر ما با افکارمان سلامتی را جذب می کنیم، پس تاثیر واکسیناسیون بر بیماری ها به چه صورت است و چرا بعد از واکسن زدن بیماری از بین می رود؟ در این پست می خواهیم به این سوال پاسخ دهیم. اگر این سوال شما است، برای دریافت پاسخ آن تا انتهای این مطلب با ما همراه شوید.

این سوال به این صورت هم پرسیده می شود: اگر ما با افکار خود بیماری ها را جذب می کنیم پس چرا به نظر می رسد این واکسن ها هستند که می توانند جلوی شیوع برخی از بیماری ها را بگیرند؟ تاثیر واکسیناسیون بر بیماری ها در این حالت به چه صورت است؟

قانون جذب در پاسخ این گونه سوالات، چنین جوابی دارد: ابتلا به بیماری درخواست شما برای سلامتی را بیشتر می کند و واکسن ها نیز باورهای شما را قوی تر می سازند. در نتیجه شما را به تعادل ظریف در آفرینش می رسانند. شما سلامتی را می خواهید، اجازه ورود آن را می دهید و یا رسیدن به آن را باور می کنید و در نتیجه این موضوع اتفاق می افتد.

تاثیر پزشکان، شفادهندگان و دکتران جادوگر در درمان بیماری ها

تاثیر پزشکان، شفادهندگان و دکتران جادوگر در درمان بیماری ها

سوال دیگری که در همین راستا از ما پرسیده می شود، چنین است؟ زیاد شنیده ایم که افرادی مانند پزشکان، شفادهندگان و دکتران جادوگر برخی از مردم را شفا داده اند و برای عده ای هم نتوانستند کاری انجام دهند و آنها را از دست داده اند. نظر شما راجع به جایگاه این افراد در افکار مردم چیست؟

چیزی که در تمام کارهای این افراد مشترک است تحریک باورهای بیماران می باشد. در واقع کار این اشخاص نیز دقیقا مشابه تاثیر واکسیناسیون بر بیماری ها می باشد بنابراین بخش اول معادله آفرینش انجام شده است. چون وجود بیماری درخواست برای سلامتی را بیشتر می کند و هر چیزی که پیرامون باور و انتظار برای رسیدن به خواسته باشد نتایج مثبتی به همراه دارد.

اگر پزشکان و علم پزشکی دست از جستجو درمان بیماری ها بردارند و به دنبال بی تعادلی ها و یا دلایل ارتعاشی بیماری ها بگردند، میزان بهبودی بیماران بسیار بالاتر خواهد رفت و این مورد از تاثیر واکسیناسیون بر بیماری ها و یا خود پزشکان نیز بسیار بیشتر خواهد بود. اگر پزشک شما بر این باور نباشد که شما می توانید شفا پیدا کنید همراه شدن با او بسیار مخرب و زیان آور است. برخی هم با آوردن دلایلی عجیب از شک خود نسبت به بهبود یافتن شما دفاع می کنند و می گویند این کار امکان پذیر نیست و هیچ استثنایی وجود ندارد.

پیشنهاد می کنم: آیا بی توجهی به بیماری آن را از بین می برد؟

مشکلی که این منطق، حتى اگر پزشک و علم پزشکی بر اساس واقعیت و شواهد به این نتیجه برسند، این است که واقعیت ها و شواهد هیچ ارتباطی به شما ندارد. تنها دو عامل در بهبودی شما مؤثر است: خواسته شما برای سلامتی و باورتان، پزشک یا واکسن تنها وسیله ای برای خواسته و باور شما است. تشخیص های منفی مانع برای باور مثبت شما است. اگر اشتیاق فراوانی برای بهبودی در شما وجود دارد در حالی که پزشکان هیچ امیدی به آن ندارند، منطقی است که از رویکرد جایگزین استفاده کنید.

رویکردی که نه تنها در آن امید جای دارد بلکه شما را به داشتن امید تشویق می کند. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد مردم می توانند از بیماری های لاعلاج هم شفا پیدا کنند و برای رسیدن به چنین خواسته ای، اصلی ترین کار این است که در خود باور شفا پیدا کردن را ایجاد کنند. سلامتی را با باور واقعی بخواهند، نه از سر کمبود.