دستیابی به موفقیت

همه ما موفقیت را دوست داریم و برای دستیابی به موفقیت برای خود برنامه، فکر، مسیر و اهداف مشخص می کنیم. اما در کنار همه این گزینه ها، چقدر به خود موفقیت به عنوانی حقی طبیعی و ذاتی در زندگی خود ایمان داریم؟ این سوال مهمی است که در قدم اول مسیر زندگی خود باید به آن پاسخ دهید.

بسیاری از مردم این فکر را دارند که اگر زندگی شان آنطور که دلخواهشان است پیش نمی رود، حتما چیزی خارج از (کنترل) آن ها مانع پیشرفت شان می شود: چرا که هیچ کس نمی تواند عمداً خودش را از مسیر موفقیت دور کند. اگرچه در شرایط ناخواسته سرزنش دیگرا حس بهتری در ما ایجاد می کند تا مسئولیت پذیر بودن خودمان، اما وجود دلیلی خارج از شما برای عدم دستیابی به موفقیت تبعات بسیار منفی در پی دارد.

وقتی شما در قبال موفقیت یا عدم موفقیت خود کس دیگری را مسئول می دانید یا سرزنشش می کنید، این یعنی شما هیچ قدرتی برای ایجاد تغییر ندارید.

وقتی شما خواهان دستیابی به موفقیت هستید اما از دید خود آن را ندارید، در لایه های عمیق وجود خود می فهمید که چیزی اشتباه است؛ و این احساس بسیار قوی ناهماهنگی به شما می فهماند که چیزی را که می خواهید ندارید. همین امر باعث ایجاد فرضیه های مخربی می شود و شما به کسانی که موفق ترند حسادت می ورزید.

مطلب مرتبط: برای رسیدن به خواسته خود، فقط روی خواسته خود تمرکز کنید

نسبت به افراد بیشماری که سرزنش شان کردید خشمگین می شود و یا خود را حقیر میشمارید که این دردناک ترین و مخرب ترین بخش آن است. ما به شما می گوییم که این آشفتگی ناخوشایند نه تنها طبیعی است بلکه بهترین پاسخ به احساس کمبود موفقیت است. احساس نارضایتی شما راهنمایی قدرتمند می باشد و به شما نشان میدهد که چیزی اشتباه است.

شما باید در مسیر دستیابی به موفقیت باشید و شکست قطعا به شما احساس بدی می دهد، شما باید سلامت باشید و بیماری برای تان قابل قبول نیست؛ شما آمده اید تا رشد کنید و متعالی شوید و سکون طاقت فرساست. زندگی قرار است برای شما خوب پیش برود و اگر این طور نباشد یک چیزی اشتباه است، اما این چیز اشتباه به این معنی نیست که بی عدالتی رخ داده است و یا خدایان خوشبختی حواسشان به شما نیست و یا شخص دیگری موفقیتی را که حق شما بوده به دست آورده است.

چیزی که اشتباه است این است که شما با وجود خودتان، با کسی که واقعا هستید با چیزی که در زندگی تان درخواست کرده اید و گسترشش داده اید، با قوانین همیشه پایدار جهان در هماهنگی نیستید. آنچه که اشتباه است چیزی نیست که در کنترل شما نباشد، آن چیزی که اشتباه است در درون شماست. هنگامی که اساس وجودی خود و قانون جذب و ارزش سیستم هدایتگر احساسی خودتان را – سیستمی که همواره فعال و قابل فهم است و با آن متولد شده اید – بفهمید، به دست گرفتن کنترل زندگی تان دیگر سخت نیست.