همه چیز درباره خدای باستانی ویشنو – قسمت اول

در فلسفه نظام هستی هندو که مبتنی بر تثلیث است، خدای باستانی ویشنو مهم ترین رکن این تثلیث (مرکب از برهما، ویشنو و شیوا) به شما می رود. ویشنو از خدایان اصلی ریگ ودا (1200 تا 1000 قبل از میلاد) قدیمی ترین سند مذهبی هندو است. در این مطلب می خواهیم هر آنچه که در مورد این خدای باستانی وجود دارد را برای شما بازگو کنیماگر به خدایان باستانی علاقه مند هستید، این مطلب را از دست ندهید و با ما همراه شوید.

دریافت کد جذب شخصی، کد جذب ثروت، کد جذب عشق و کد جذب هر خواسته

پیشتر در مطلب معرفی الهه ویشنو به صورت مختصر با این خدای باستانی هندو آشنا شدیم. اما در اینجا می خواهیم مفصل تر به معرفی این الهه بپردازیم و هر آنچه که در مورد خدای باستانی ویشنو وجود دارد را توضیح دهیم.

خدای باستانی ويشنو نیروی اتصال اجزاء عالم است. هریک از اجزاء هستی بدون وجود دیگری قابل ادراک بلکه قابل نیل به مرتبه ی وجود نیست. به عبارت دیگر ماده ی حیات، زمان و نور همه از برکت این اتصال هستند و اینها نوری از انوار ویشنو به حساب می آیند. اوست که موجودات را به وجود قائم نگاه می دارد.

ويشنو خداوند محافظ کائنات است و هم اوست که تداوم هستی را تضمین میکند و در آیین متأخر هندو همواره به عنوان اصل نگاهدارنده از او یاد میشود. لفظ ویشنو از لحاظ اتیمولوژیک از ریشه های زیر مأخوذ گردیده است:

  • Vislr به معنای نیرویی که در همه ی جوانب گسترش می یابد
  • Vis (Visnati) به معنی بسط
  • Vis (Visati) به معنی نفوذ کردن و داخل شدن
  • Visli (Vivesti) به مفهوم احاطه کردن و مسلط بودن
  • برخی محققین ریشه ی ویشنو را غیر آریایی و مرکب از Vis+anu = Visnu به معنای گذر از ارتفاعات و یا Vis به مفهوم فعال دانسته اند.

در تمام این موارد مفهوم عظمت، تسلط و گستردگی که از صفات بارز خدای باستانی ویشنو به شمار می رود، ملحوظ است.

ظهور خدای باستانی ویشنو – خدای برتر

نیروی مطلق کائنات و واجب الوجود یکی است و او را نمی توان توسط نام و شکل و زمان و… محدود نمود. هم او که در مقام مطلق خود از کلیه ی صفات ظهور مبرا است برای خلق و ظهور پدیده ها و جوشش هستی در قالب سه اصل تثليث هندویی تجلی کرده است. لذا ویشنو که «او» نیست، مخلوق او نیز محسوب نمی شود.

«خداوند (ویشنو)، آنکه خویش را پدید آورد در ابتدا خویش را در قالب اقیانوس اولیه (اقیانوس بقاء) که منشاء ظهور هستی است ظاهر نمود.» مقصود از اقیانوس اولیه همان فضای بخارگونه ی اولیه است که زمین و سیارات از فشرده شدن آن پدید آمده اند.

در علم الاساطير متأخر هندو برهما خدای آفرینش، ويشنو خدای نگهدارنده و شیوا خدای نابودکننده است. این وظایف گاه تداخل میکنند و لذا تفاسیری برای تبیین آنها تدوین شده است. میان پرستندگان هندو همواره مباحثه ای در مورد برتری یکی از خدایان سه گانه وجود داشته است.

در این میان گرچه هریک از اضلاع این مثلث پیروانی داشته اند، لیکن خدای باستانی ویشنو از آن دو دیگر محبوبیتی بیشتر کسب نموده و پیروان بیشتری دارد. این شهرت و رجحان هم استدلال عقلی دارد و هم سند نقلی.

برهما یا جهان آفرین تنها نقش آفرینش ابتدایی موجودات را دارد، ولی دوام حیات و اتصال اجزاء هستی که در لحظه به لحظه ی وجود جهان نیاز به اتکا و پناه دارد، وظیفه ی ویشنو است. پس با این وصف برهما چون معمار بازنشسته ای است که پس از خلق جهان و موجودات، تحولات آن را به ویشنو واگذاشته است.

پکیج ارتعاش عشق و ثروت و شادی

شیوا از سوی دیگر، به هنگام فنای جهان و موجودات عرض اندام می کند. پس موجودیت جهان و هویت های موجود در آن نیز متکی به ویشنو است. ویشنو محور کائنات و محل اتکای هستی است. او همان محوری است که از مرکز زمین و مرکز کائنات میگذرد، هستی بر گرد آن به گردش در می آید و درجات و طبقات نظام هستی در فواصل مشخص نسبت به این مرکز قرار میگیرند و با یکدیگر مرتبط می شوند.

از طریق همین محور است که دعای انسان ها از زمین به آسمان ها عروج میکند و برکات آسمانی نازل می شود. پس خدای باستانی ویشنو نیروی واسطه میان زمین و آسمان و مجرای نزول نعمات نیز هست. ويشنو ذات تمام موجودات و علت تحقق روح و طبیعت هنگام خلق و علت جدایی این دو هنگام انحلال عالم است.

ویشنو نوری است که در پرتو آن قوای حیات به فعلیت می پیوندند. هرچه در پهنه ی جهان امکان موجود است به سوی کسب موجودیتی بیشتر و نیل به ظهوری واقعی تر در سیر است تا وجود خویش را به نور و به حقیقت پیوند زند. این سیر از برکت وجود ویشنو و آن نور خود او است.

علت درونی و قوایی که منجر به موجودیت پدیده ها می شود، الهه ويشنو است. او را در وادی شکل ظاهری موجودات، که حیطه ی سیطره ی جهان آفرین (برهما) است، جایی نیست. هیچ مرتبه ای از وجود نیست که از مثلث خلق – تداوم – نابودی خارج باشد. از سوی دیگر خلق متکی به تداوم است، وگرنه فرصت جلوه نخواهد یافت.

گرچه خلق موجود بر زیست و تداوم حیاتش تقدم دارد، ليكن هویت و ماهیت هر پدیده ای مدیون وجود و اتصال حیات اوست و بدین لحاظ حفظ حیات از اهمیت بالاتری از خلق برخوردار است.

برتری خدای باستانی ویشنو تأیید کتب مقدس را نیز دارد. بر اساس این متون دینی برهما (خدای خلقت) خود مخلوق ویشنو است. ویشنو به هنگام تخیل و تفکر در باب بازپیدایی کائنات، گل نیلوفری از نافش ژست و برهما از آن گل متولد شد. ویشنو «وداها» را به او عرضه کرد تا بار دیگر جهان را خلق کند.

بدین ترتیب طرح و ایده ی اولیه ی خلقت حاصل شعور ویشنو بوده و عامل اجرایی خلق که مرتبه ای پایین تر است توسط برهما محقق گردید.

خواندن
معرفی الهه ویواسوات و الهه ویشنو – شاخه آدی تیاهای فرعی

خلق در فلسفه هندو

خدای باستانی ویشنو و الهه برهما

خلق در فلسفه ی نظام هستی هندو به سه نوع و سه مرتبه تقسیم می گردد:

  1. خلق و تحول ماده ی اولیه جهان (Prakrti) و نظم بخشیدن به آن: جهان قبل از پیدایش چیزی نبود جز غبار کیهانی آشفته و بی نظم. خدای باستانی ويشنو از این ماده ی آشفته، پراکریتی (ماده ی نظام اولیه جهان) را ساخت، این مرتبه از خلقت را پراکريتا (Prakrta) نامند.
  2. نوع دوم آفرینش هر روزه ی پدیده ها در ظواهر گوناگون است (ainandina) که در حیطه ی قدرت برهما است.
  3. نوع سوم که نیتیا (Nitya) نامیده می شود، خلق در قالب تولدها است که آن هم به برهما منسوب است.

در کتاب مقدس ریگودا سرودهایی چند به ذکر عظمت این معبود اختصاص یافته است. في المثل آمده که «ویشنو از همان مکانی که خدایان خیر و صلاح انسان را رقم زدند، سه گام برداشت. طی دو گام اول همه ی واقعیات زمینی و آسمانی جامه ی عمل پوشیدند و گام سوم او فوق آسمان ها و ورای ادراک و بینش جهان ماده و مافوق سیر حرکت پرندگان است.»

آیین ودایی بیش از هر چیز مبتنی بر اجرای مراسم و شعائر مذهبی خصوصا مراسم قربانی است. در قدیم حیوانات و خصوصا گاو برای نیایش پروردگار به درگاه او قربانی میشدند، لیکن پس از سپری شدن زمان و تحولات حاصله از آن، قربانی حيوانات منع گردید و در ازای آن گل و برنج و میوه و امثالهم به پیشگاه او عرضه گردید.

از اعمال رایج مراسم قربانی این است که موبد یا شخص عرضه کننده ی قربانی به تقلید نمادین از خدای باستانی ویشنو سه گام در صحن قربانگاه برمی دارد. این سه گام از عظمت ویشنو و قدرت بی حد و حصر گسترش او حکایت میکند. ستونی نیز در صحن قربانگاه نصب می شود و مراسم قربانی بر حول آن محور انجام میگیرد. این ستون یادآور محور بودن ویشنو بر زمین و کائنات است.

ستوه (Sattva)، رجس (Rajas) و طمس (tamas)

صفات اصلی سه معبود برهما، ویشنو و شیوا را در وادی محسوسات میتوان به سه تجربه ی انسانی یعنی تعقل و آگاهی (Rajas)، رؤیا و خیال (Sattva)، و خواب عمیق بدون رؤيا (tamas) تشبیه نمود، که البته هر سه اینها تجلی یک حقیقت هستند.

او (که نام و شکل ندارد) به هنگام اتحاد با رجس (Rajas) در قالب ابتدایی ترین فرد وجود (برهما) به منظور آفرینش جهان ظهور کرد. هم او با کیفیت ستوه (Sattva) آمیخت و در قالب ویشنو ظاهر گشت تا تداوم خلقت را تضمین و از حق و معنویت پاسداری کند. وی با طمس همراه شد و در رودرا (شیوا) تجلی کرد تا جهان را نابود سازد. فرایند خلق حفظ و نابودی سه اصلی هستند که هر دوره ی جهانی (Kalpa) را می سازند.

الهه برهما خالق عینیات جهان است و لذا میتوان او را در حالت بیداری، تعقل، تفکر و آگاهی کامل تجربه نمود. تمام دانش های تجربی علوم و جلوه های خارجی موجودات مربوط به او است. رجس (Rajas) را انرژی و عامل فعالیت و فعلیت پدیده ها دانسته اند.

خدای باستانی ويشنو قوه ی طراح جهان هستی است. هرچیز قبل از نزول به مرتبه ی عینی، نیاز به طرحی دارد که از ذهنی خلاق ناشی می شود. قوای تخیل و تجسم از ارکان خلاقیت هستند. در این وادی، آلودگی و ناپاکی که از خصایل جهان عینی است راهی ندارد و به همین جهت ستوه (Sattva) را به خلوص و پاکی، که مایه ی ظهور معرفت است، تعبیر نموده اند.

در حالت رؤيا و تخیل است که می توان پدیده ها را در صور مختلف امکانی دید و سیر و تحول آنها و تبدیل یکی را به دیگری تجربه نمود. لذا کیفیت و مرتبه ی ویشنو (Sattva) را میتوان در حال رؤيا و تصورات لمس نمود.

الهه شیوا

الهه شیوا

شیوا پروردگار وادی عدم، سیاهی، سکون مطلق و سکوت محض است. طمس (Tamas) را به تاریکی و جهل تعبیر نموده اند. طمس خواب عمیقی است که با حدوث آن بر هرچه در عالم آگاهی موجود است، قلم بطلان میکشد و فرد را از کلیه ی قیود رها می سازد و جهان خارج و تمام رنج ها و آلام آن را یکسره به وادی عدم میسپارد و موجود را به حال بی وزنی و رهایی مطلق رهنمون می شود.

نزدیک ترین حال انسانی که میتوان در آن تا حدى طمس را تجربه کرد، خوابی عمیق بدون رؤيا است. از سوی دیگر، همین آرامش کامل در مرحله ی خواب است که به بار تجربیات ضمیر آگاه و نیمه آگاه انسان امکان بسط میدهد و لذا فرایند خلق، خود از دل همین عدم نمودار می شود. در گیتا چنین می خوانیم:

ستوه توليد معرفت می کنند، از رجس حرص و آز ناشی می شود و طمس عامل جهل است.

با توجه به اشارات فوق در میان سه کیفیت پراکریتی، ستوه که مظهر آن ویشنو است، مقام و منزلت بالاتری دارد. شیوا (خدای نابودی) در تأیید عظمت خدای باستانی ویشنو چنین می گوید:

«آن کس که صادقانه وظایف خویش را به انجام رساند، پس از یکصد زندگی به مرتبه ی برهما می رسد و پس از این مقام مراتب و مراحل بالاتری را باید طی کند تا به من (شیوا) برسد. شخص خداپرست تنها پس از مرگ کامل و خارج شدن از دایره ی مرگ ها و تولدهای موقتی متوالی (سمسارا) و رسیدن به سکون مطلق و سکوت محضو است که به وادی ویشنو که ورای قلمرو پراکریتی است، می رسد.»