آموزش پرانایاما – قسمت سوم: فیزیولوژی تنفس

از آنجایی که پرانایاما با تنفس ما مرتبط است، در قسمت سوم آموزش پرانایاما قصد داریم به تشریح فیزیولوژی تنفس برای شما بپردازیم تا بهتر بتوانید فرآیند تاثیرگذاری پرانایاما را درک کنید.

دریافت کد جذب شخصی، کد جذب ثروت، کد جذب عشق و کد جذب هر خواسته

در اینجا خالی از لطف نیست که مطلبی در مورد فیزیولوژی تنفس و عملکرد آن بیان شود. دستگاه تنفسی متشکل از دو شش است که در دو طرف سینه قرار گرفته اند و مسیرهای هوایی که به این ششها ختم می شوند.

آشنایی با شش ها در فیزیولوژی تنفس

شش ها در حفره صدری بالایی سینه، در دو طرف خط میانی سینه جای گرفته اند و توسط قلب، عروق خونی و مجاری هوایی بزرگ از هم جدا شده اند. شش ها اسفنجی شکل و متخلخل هستند و دارای بافت الاستیکی می باشند.

بافت ششها، شامل کسیه های هوایی بی شماری است که هر یک از آنها از هوا پر می شوند. پس از مرگ، اگر ششها را در یک تشت پر از آب قرار دهید، روی آب شناور می ماند.

ششها توسط غشاي آبكی نازکی به نام پلورا پوشیده شده اند که حاوی مایع سرم مانندی است که به هنگام فعالیت تنفسی (دم و بازدم) از اصطکاک ششها جلوگیری می کند. یکی از دیواره های پلورا به ششها چسبیده، در حالی که جدار دوم آن به قسمت داخلی سینه متصل است. به واسطه این غشاء، ششها به دیواره قفسه سینه محکم شده اند.

شش سمت راست سه لب دارد و شش سمت چپ دو تب. هر شش دارای یک رأس و یک قاعده می باشد. قاعده شش به طرف دیافراگم (دیواره عضلانی که حفره صدری را از حفره شکمی جدا می کند) کشیده شده است و رأس شش، بالاتر و نزدیک ریشه گردن قرار دارد.

رأس ششها به دلیل این که به درستی از هوا پر نمی شوند به مرور تحليل می روند. این قسمت محیط مناسبی را برای پرورش میکروب ها و تولید مثل باسیل توبرکول فراهم می کند. قاعده ششها نیز در بیماری ذات الریه ملتهب می شوند.

بواسطه تمرینات تنفسی عمیقی چون کاپالابهاتی و بهاستریکا رئوس ششها در عمل تنفس شرکت می کنند و سل ریوی و فساد بافتها مرتفع می شود و اصولا تمرینات پرانایاما ششها را توسعه می دهند. و مجاری عبور هوا شامل بینی داخلی، حلق یا گلو، حنجره یا فضای صوتی (که حاوی تارهای صوتی است)، نای یا قصبة الریه، برونشهای چپ و راست و لوله های برونشی کوچکتر می باشد.

فرآیند نفس کشیدن

هنگامی که نفس میکشیم، هوا از طریق بینی وارد شده و سپس از حلق و حنجره و نای گذشته، وارد برونشهای چپ و راست می شود و به لوله های کوچکتری موسوم به برونشیول منتهی شده و نهایتا در تقسیمات کوچکتری به کیسه های هوایی می رسد.

تعداد کیسه های هوایی در هر شش به میلیونها عدد می رسد و اگر کیسه های هوایی را بر روی یک سطح صاف پهن کنند، منطقه ای به مساحت ۱۴۰۰۰۰ فوت مربع را اشغال می کند.

زمانی که عضله دیافراگم منبسط می شود، خلائی در ریه ها نسبت به هوای بیرون ایجاد می شود. به عبارت دیگر فشار هوای داخل ریه ها کمتر از فشار اتمسفری می گردد و در نتیجه این اختلاف فشار، هوا از محیط وارد ریه ها می شود.

نیز زمانی که بواسطه عضلات بین دنده ای، قفسه سینه منبسط می شود، اختلاف فشاری بین فضای سینه و محیط ایجاد می شود که موجب جاری شدن هوای بیرون، به درون بدن می گردد. و در إثر انقباض عضله دیافراگم و عملکرد عضلات بین دنده ای هوا از ششها خارج می گردد.

تارهای صوتی در حنجره قرار دارند. حنجره جعبه تولید صداست و بواسطة ارتعاش تارهای صوتی است که صوت ایجاد می شود. هنگامی که این تارها در اثر اعمالی چون آواز خواندن و سخنرانی طولانی و تحت کشش و فشار بیش از حد قرار گیرند، صدا خشن و گرفته خواهد شد. در زنان این تارها کوتاهترند و از این رو آنها صدایی ملیح تر دارند.

خواندن
آیا بی توجهی به بیماری آن را از بین می برد؟

تعداد نفسها در هر دقیقه ۱۶ عدد است و در بیماریهایی مانند ذات الریه به ۶۰، ۷۰ و یا ۸۰ عدد در هر دقیقه می رسد. در بیماریهایی مانند آسم (تنگی نفس) لوله های برونشیال منقبض می گردند. در تمرینات پرانایاما این انقباضات و گرفتگی ها از این لوله ها مرتفع می شوند.

سطح بالایی حنجره را پوشش غشایی کوچک و مسطحی می پوشاند که به اِپی گلوتیس مشهور است و از ورود ذرات غذا با آب به درون مجرای تنفسی ممانعت می کند و همانند یک شیر اطمینان عمل می نماید. هنگامی که یک ذره کوچک غذا وارد مجرای تنفسی شود، دستگاه تنفس با عمل سرفه این ذره را به بیرون پرتاب می نماید.

ششها عمل تصفیه خون را به عهده دارند و خون تصفیه شده، سیر شریانی خود را با رنگ قرمز روشن و غنی از مواد غذایی و اکسیژن و کیفیات زندگی بخش آغاز می کند. شریانها، مجاری و لوله هایی هستند که خون مملو از اکسیژن را از قلب به اندامهای مختلف بدن می رسانند در حالی که وریدها، خون کثیف و حاوی مواد زاید را از قسمت های مختلف بدن جمع آوری می نمایند.

خون در سیر وریدی خود کبود رنگ و حاوی دی اکسید کربن زیاد می باشد. سمت راست قلب از خون سیاه و کثیف وریدها پر می شوند. این خون کثیف از قسمت راست قلب برای تصفیه به ششها برده می شود و در بین میلیونها کسیه هوایی توزیع می گردد.

به واسطه فیزیولوژی تنفس، هوا و اکسیژن وارد ریه ها شده که از طریق دیواره نازک رگهای خونی موسوم به “مویرگهای ریوی” در ارتباط مستقیم با خون کثیف قرار می گیرد. دیواره این مویرگها به قدری نازک است که خون از لابه لای سلولها به بیرون تراوش کرده و در معرض اکسیژن قرار می گیرد.

خون اکسیژن را می گیرد و دی اکسید کرین را که محصول ساخت و ساز سلولی است و توسط خون از تمام بافتها و اعضای بدن جمع آوری شده، دفع می نماید.

خون تصفیه شده توسط چهار سیاهرگ ریوی به دهلیز چپ و از آنجا به بطن چپ هدایت می شود. از بطن چپ خون به درون بزرگترین شریان بدن (آئورت) با فشار وارد می شود و از آئورت نیز به سرخرگهای بدن منتهی شده و در مراحل آخر در اختیار سلولهای بدن قرار میگیرد

به طور تخمینی گفته شده که در یک روز ۳۵۰۰۰ پینتِ خون از مویرگهای خونی ریوی برای تصفیه، عبور می کنند.

خون تمیز از شریانها به مویرگهای کوچکتر و باریکتر منتهی می شود و از این مویرگها شیره غذایی خون خارج شده، بافتهای بدن را تغذیه می کند. تنفس سلولی (سوخت و ساز سلولی) در خود سلولها صورت می گیرد. آنها اکسیژن را جذب کرده و دی اکسید کربن را دفع می کنند. خون آلوده توسط سیاهرگ ها جمع آوری شده و به سمت راست قلب برده می شود.

خالق این دستگاه ظریف و حساس چه کسی است؟

آیا شما دست نامرئی خدا را در پشت این اندام ها و اعضاء حس نمی کنید؟

بدون حضور او، قلب نمی تواند خون را به درون شریان ها پُمپ کند و شش ها توانایی انجام مراحل تصفیه خون را ندارند. دعا کنید و دعا کنید و در خلوت خودتان به او اظهار بندگی و تسلیم کنید. او را در تمام اوقات به خاطر داشته باشید و حضور او را در تمام سلولهای بدن خود حس کنید.